دختر مادر وارد 24 هفتگی شدی....
دخترم خیلی خوشحالم که شمارو دارم...قوربون لگد زدنات برم کلی با بابا بهزاد کیف میکنیم که شما شکم مامانی رو تکون میدی....دوست دارم با تمام بند بند وجودم...،دارم برای شما بافتنی میکنم...یه جفت پاپوش با کلاه بافتم....الانم یه دامن خوشکل با کتو پاپوش دارم میبافم...تازه مادر بزرگت هم داره برات بافتنی میکنن...یه پیراهن یاسی خوشرنگ...دختر چند گرمی من بیصبرانه منتظر روزهای با هم بودنمون هستم...با تمام وجودم هم نگران فردایت....امید وارم دختر خوبی تربیت کنم...بوس کوچولوی من.....راستی چند شب پیش تو خواب بودیم شما بابا بهزادو بیدار کردی...هه...بهش لگد زدی...هر چی یادم میوفته کلی میخندم....دوست دارم یه عالمه....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دختر مادر وارد 24 هفتگی شدی....
